گويند كه مكتب عشق را 10 كلاس است: 1 نگاه ..۲ .عشق
۳.مهرومحبت ..۴.عاطفه واحساس ..۵ ودوستی
۶.خواستن..۷ بوسه..۸.ازدواج..۹.زندگی
.۱۰ مرگ...
.
به شب سوگند بي رويت سحرگاهي نمي خواهم
به شام تيره جز چشمت دگر ماهي نمي خواهم
به روي غير مي بايدرنگ نگاهم را
که شد هجران چشمانت نظر گاهي نمي خواهم
بهشت جاودان را گو که براغيار ارزاني
که من جز دولت عشقت به دل جاهي نمي خواهم
اگر افسوس بتواند دگرگون سازد اين دنيا
من از الطاف رباني بجز آهي نمي خواهم
وگر شام سير روزان دگر فردا نمي گردد
به جز راه فنا ديگر ز حق راهي نمي خواهم
به طوفان بلا دل را سپردم جلال از غم
که اين دنياي فاني را قد گاهي نمي خواهم
مرا اکنون بخواه اي گل که محجوبانه مي گويم
به پيري عهد عشقم را دگر خواهي نمي خواهم
شب هجرانت از سري به صبح مرگ مي خندم
که را گويم که جز رويت سحر گاهيم نمي خواهم

عشق من کاش میتوانستم باران باشم تا تمام غم های دلت را بشویم
ای کاش میتوانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت به رویت میگسترانیدم
ای کاش میتوانستم اشک باشم تاهرگاه که اسمان چشمش ابری میشد
باریدن میگرفت ای کاش میتوانستم خنده باشم تاروی لبانت بشینم
وغنچه بستن لبانت را بگشایم ای کاش میتوانستم یک پرنده باشم
وپرمی گشودم وتا دوردست ها در کنار تو پرواز میکردم وای کاش سایه
بودم تا نزردیک ترین کس به تو می شدم.........

وای که پژمرده گلی بودم وابم دادی درنگاه دگران درپی زاری پنهان مستودیوانه ایی
بودم که تو جامم دادی توچه میدانستی که مرهمی بردله شیدای منی
امدی دردل وجانم توصفایم دادی .توامید دادی توبه من عشق صفامهرو
وفایم دادی بوم نقاشیه من بی رنگ بود تو ان را جلایش دادی پیکرم
همچون کویری تشنه درپی اب سفر کرد خسته ای که تو با قلمم انگشتت
ضربه برمن زدی وتاب وتوانم دادی دیده ات را با چه شوقی تو به من میدادی
تو طبیعت بودی که در این راز دل انگیز دوایم دادی راز من در پس لمس
دل تو....وای برمن چه دلی بود دلت نان ونوایم دادی ..........

سرتو بذار روی شونم
میخوام لالایی بخونم
وای که چه احساس قشتگی
من برای تو می خونم
خیره شو باز تو چشمام
دستت رو بذار تو دستام
اینجا انگار خیلی سرده
گرمی دستاتو می خوام
خنده کن اول راهیم
من و تو رفیق راهیم
به تو عادت کردم انگار
من و تو بی سر پناهیم
تکیه کن به پای خستم
می بینی هنوز نشستم
باورم کن ای عزیزم
من همیشه با تو هستم
تو همیشه یار من باش
تو همیشه مال من باش
تا بریزم زیر پاهات
جونمو
تو یار من باش
می میرم اگه یه روزی
اشک چشماتو ببینم
حیف مروارید چشمات
بریزن از ماه پلکات
وای چه این روزا قشنگ
روزگار پر اب و رنگ
اگه یه لحظه نباشی !!!!چه خواهد گذشت بر باور من ...